على محمدى

189

شرح اصول استنباط ( فارسى )

كه در كتب مفصله از قبيل قوانين - معالم و . . . تفصيلا آمده . بحث چهارم : عقيدهء مصنف : ايشان نيز به پيروى از مشهور طرفدار مفهوم شرط هستند و مىگويند جملهء شرطيه داراى مفهوم هست و به دو دليل تمسك مىكنند : 1 - تبادر : اگر كسى از اهل لسان باشد و محاورات و مكالمات عرف و عقلاء را بشناسد و موارد استعمال اين گونه از جملات را تتبع كند تصديق خواهد كرد به اين معنا كه جمله شرطيه بدلالت وضعيه لفظيهء التزاميه بر مفهوم داشتن دلالت مىكند و هركس به وجدان خويش مراجعه كند اين را يافت خواهد كرد و منكر آن مكابر است و تبادر يك معنى از لفظ مفرد يا مركب عند الاطلاق علامت حقيقت بودن لفظ در آن معنا است پس جمله شرطيه حقيقت است در ثبوت عند الثبوت و انتفاء عند الانتفاء و اگر در غير اين معنا استعمال شود مجازى خواهد بود و به كمك قرائن مقاميه و مقاليه و . . . دانسته مىشود كه مثالهايش خواهد آمد . 2 - ابى بصير مرادى از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه از حضرتش سئوال كردم : يابن رسول الله ( ص ) گوسفندى را طبق دستور شرعى ذبح كرده‌اند و هيچگونه حركتى ( و دست و پا زدنى ) از او مشاهده نشده بلكه تنها خونهاى لخته و غليظى از گلوى بريدهء آن بر زمين ريخته آيا از گوشت ان مىتوان استفاده كرد ؟ حضرت فرمودند : لا تأكل يعنى خوردن لحم آن حرام است سپس استدلال فرمود به كلام على ( ع ) كه آنحضرت ( ع ) فرموده : اذا ركضت الرجل او طرفت العين فكل يعنى اگر گوسفند دست و پا زد و يا چشم بهم زد حلال است و حق داريد از لحم آن تناول كنيد ، سئوال : امام صادق ( ع ) فرمود : لا تأكل و على ( ع ) فرمود : كل حال امام صادق به كجاى سخن على ( ع ) استدلال فرموده ؟ به مفهوم كلام على ( ع ) كه